السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
804
تعليقات نقض ( فارسى )
كه اين زر را وزن و نقد بكنند غلام سخنى افزون بگفت سيّد گفت : اگر نه بادب باشى بفرمايم ترا از در سرا بياويزند و صد هزار دينار ديگر باضافهء اين مال بدهم كه بهاى هزار غلام به از تو باشد و در يك هفته زر را وزن و نقد كرد كه نه قرض كرد و نه ملك فروخت و بفرمود تا درختان به مقدار سه بدست ببريدند و ميان تهى كردند مقدار هشتاد پاره چوب و كيسههاى زنديجى بدوختند و در هر كيسه ده هزار دينار ميكردند و در آن چوبهاى مجوّف مينهادند و تخته بر سر آن ميدوختند و كمرحان ( ؟ ) آهن در گرد آن ميگرفتند و هر دو چوب بر شترى مينهادند هشتصد هزار دينار بر چهل شتر بار با اين غلام روانه كرد و يك دينار بخدمتى بغلام نداد بكم از يك ماه باصفهان آمد با آن حمل ، سلطان پرسيد كه : اين همه مال به اين زودى از كجا حاصل كرد ؟ - غلام گفت : جمله از خانه برون آورد و اينمقدار روزگار در وزن و نقد و تعبيه برفت و اگر نه بنده را زود باز گردانيدى ، سلطان در حال او عجب ماند و خواجه احمد را بوى سپرد تا انتقام خود ازو بكشيد و گرفتار آن شد كه در حقّ ابو هاشم سكاليده بود . بالمال تهان أعناق الرجال » . راوندى در راحة الصدور و حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده و ديگران نيز بذكر وقايع و ترجمه و ثروت و نعمت و شوكت و جاه و قدرت سيّد ابو هاشم علاء الدولهء مذكور و خاندان او پرداختهاند طالب تفصيل خودش بموارد ذكر آنها بپردازد . مرحوم ملك الشعراء بهار ضمن مقالهاى در مجلّهء آموزش و پرورش گفته : « علويان كيستند ؟ در قرن سوم هجرى قاسم بطحائى علوى با جمعى از سادات حسنى بهمدان آمد و در آنجا رحل اقامت افكند . فرزندان او در آن شهر مال و ملك و جاه و عزّت و رياست يافتند ، ابو عبد اللّه حسين اطروش از آن خاندان در آن شهر قلعه و عمارتها بنياد كرد كه شايد بنياد گنبد علويان نيز يكى از عمارات دورهء او باشد كه بعدها در زمان سلجوقيان تكميل شده و زينت گرفته است . صاحب بن عبّاد وزير نامى آل بويه دختر خويش را كه « سپهر آذرميه » نام